تبليغاتX
mikham kami harf bezanam
dost daram ke harfay delamo benevisam
خاطر خسته من از غم تست                        شادی ئی ده به دل غمخوارم

بعلوت قسم ای بحر کرم                              سهل  کن  این  سفر دشوارم

آسمان بار  امانت  نکشید                            من  اگر ناله   کنم   ناچارم

گرتویاری نکنی من چکنم                          نیمه ره مانده   بزیر   بارم

بارتکلیف توبردوش منست                       شرمساری  مده  از احرارم

یاریم کن که به مقصد برسم                        محفل  قرب کنی احضارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 20:48  توسط maryam  | 

قرار بود شاد بنویسم ولی خب همیشه دنیا یه شکل نمی مونه و در گردشه

امروز خیلی دوست داشتم وقتی میخوام بیام آپ کنم یه مطلبی بنویسم که حداقل یه لبخند کوچک روی لبای کسی که می خونن بیافته ولی اینطور نشد و میخوام از نگرانی های پدران و مادرانی بنویسم که وقتی بچه هاشون پا شونو از خونه میذارن بیرون دل شون هزار راه میره که ایا شب بچه هاشون میاد خونه یا نه؟...... ایا گرفتنشون یا نه ........یعنی باید برن زندان دنبالشون یا نه ............و........... و همین که شب میشه و بچه میاد خونه بال در می ارند وشب وقتی میخوان بخوابن بازم  نگرانی واسه فردا که چی میشه؟؟؟؟؟

حالا اگه شب این بچه خونه نیاد پدرو مادر بیچاره باید اول برن کلانتریها و بعد تا فردا صبح منتظر و صبحم که میشه بهشون میگن افا ،خانوم،پسر یا دخترتونو به جرمه بد حجابی یا به جرمه این که داشته توی خیابون با گوشی بلند حرف میزده و میخندیده بردیم زندان و.............................و دادگاهی هم شده حالا اگه سند دارید می تونید با تعهد ببرینش خونه حالا فکر کنید این بد حجابی فقط واسه شاید ۲ تار مو بوده بنظر شما این با تذکر نمیشد حل بشه.................یا باید دقیقا مثل قاتلا برن زندان

یا اینکه فکر کنید این بندگان خدا با ماشین بوده باشن بدون اجازه در ماشین باز میشه و باید بدونه چونو چرا بری دادسراو ماشین هم میخوابونن و تنها با......... می تونی ماشینو ببری خونه

یه جا از دنیا وقتی قانونی زد حقوقه مردم تصویب میشه اینقدر تظاهرات میشه تا لغو بشه ولی اینجا تازه معلوم نیست این قانون از کجا اومده همه با سکوت می پذیرندو ................................................................................................................................

فکر بد نکنید واسه خودم این اتفاق نیفتاده ولی هر روز شاهد این ماجرام

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 11:53  توسط maryam  | 

درتنهاترين تنهاييم،تنهاكسم،تنهاي تنهايم گذاشت

اي خدا در تنهاترين تنهاييش،تنهاي تنهايش نذاز

ديروز صبح كه از خواب بيدار شدم پر از انرژي بودم به خاطر همين تصميم گرفتم كه بيام يه آپ توپ و با حال بكنم ولي خب امان از دست اين راننده تاكسي ها آخه مگه آدم كله صبح آهنگ غمگين ميذاره و انرژي بچه ها رو مي گيره،اينطوري شد كه حال اين بچه گرفته شد و حس آپ كردن رفت خونشون، تا اينكه امروز سر كلاس كه بودم داشتم گوشي دوستمو مي ريختم بهم يه شعر جالب توش پيدا كردم و تصميم گرفتم كه بيام و توي وبلاگم بنويسمش

راستي يادتون نره پيشنهاد بدين كه اين تولدو چكار كنيممنتظرمااااااا

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 13:27  توسط maryam  | 

بازم دعا کردید تا بیام آپ کنمولی مطمئن باشید خوبم،سر حالم، خوشم و توی این هفته حسابی رفته بودم دنبال خوشیامبا بچه ها تصمیم گرفتیم این هفته یه کاری کنیم که خوشی جلوی ما کم بیارهاین کارم کردیم. راستش خیلی خونه نبودم که بیام آپ کنم مشغول شیطونی کردن بودم جاتون خالی حسابی شهر رو ریختیم بهمالانم واقعا دلم واسه همتون تنگ شده و اومدم آپ کنم که بدونید به یادتون بودم ولی خونه نبودم که آپ کنم

 

هر زمانی که از تو یاد کنم                                           دل خود با غم تو شاد کنم

گر دعا را همی کنم اظهار                                          حرف عشق تو میکنم تکرار

راستی ۲ روز پیشم تولد خواهریم بود جاتون خالی بازم تولد سوپرایزی گرفتیم ولی خب خواهریم زد تو ذوقمونمی دونید چی گفت ؟ گفتش که من ار اول می دونستم می خواین واسم تولد بگیرید حتی نذاشت ۱۰ دقیقه بگذره تا وارد خونه شد این حرفو زدولی حق داره بسکه هر سال ما این کارو تکرار می کنیم دیگه سوپرایزی نیست راحت میشه حدس زد دنبال یه چیز جدیدم اگه می تونید کمکم کنید و پیشنهاد بدید اخه یه تولد دیگه هم نزدیکهمنتظره اینم که یه کار جدید بهم یاد بدید که بعدی دیگه اینطوری نشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385ساعت 23:12  توسط maryam  | 

خب از کجا شروع کنماین مدت نبودم خوب غیبتمو کردیدا........ خوش به حالتون حسابی غیبت کردینو بهتون چسبیده

اول بگم که خیلی خوشحالم آخه میدونید چی شده؟قرار بود اگه این ماه قبض تلفن اتاقم از ۱۰۰۰۰ بیشتر بیاد بابام قطعش کنه منم خودمو کشتم تا زیر ۱۰۰۰۰ بیاد بالاخره قبض اومدو ۷۰۰۰ بود داشتم بال در میاوردم تازه جالب این که همه فکر میکردن اشتباه شده اخه یه دفعه از چهل -پنجاه تومان رسوندمش به ۷ تومان وای نمی دونید چقدر خوشحالم من این خط خیلی دوسش دارم ولی خدا وکیلی مردم یه چیزی اضافه کنم اینکه در عوضش فکر کنم قبض موبایلم بیاد(خدای نکرده)یه وقت بابام سکته کنه

حالا بذارید یه نوشته که چند روز پیش توی یه مجله خوندمو واستون بنویسم اینقدر بی مزه ست که حد و حساب نداره

آقای کلاهدار

بیست ویک کلاه جور واجور داشت!

اما تنها یک سر برای این همه کلاه!

اما آقای کله دار

بیست و یک کله داشت!

و تنها یک کلاه برای کله اصلی.......

روزی آقای کلاه دار آقای کله دار را دید.

آن ها بعدار سلام و علیک،

در مورد خریدو فروش کلاه صحبت کردند،

آخرالامر آقای کلاه دار،

تنها کلاه آقای کله دار را خرید

تا به حال چیزی به این مسخرگی شنیده بودی

خب دیگه مگه ما دل نداریم چیزای بی مزه بنویسیماز همهتونم ممنون که این مدت بهم سر میزدید و از همتون عذر میخوام نمیتونستم به کلبه هاتون بیام جبران میکنم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 16:27  توسط maryam  |