امروز بعد از چند روزی که اومدم به وبلاگم سر بزنم خیلی خوشحال شدم که دیدم نظر دارم شاید باورتون نشه همه عصاب خوردیامو که این چند روزه داشتم واسه چند لحظه فراموش کردم و میخوام ازتون تشکر کنم که خوشحالم کردید
میخواستم دیشب بیام کمی بنویسم ولی خب نشد یعنی نمیدونم کی ولی خوابم برد ای کاش دیشب می اومدم چون خیلی عصابم خورد بود شاید اگه دیشب سر میزدم و نظرای شمارو میدیدم بهتر میشدم ![]()
راستشو بخواید بقول بابام از روی سر به هواییم گواهیناممو گم کردم و هرچی میگردم انگار آب شده رفته تو زمین کلی عصابم بخاطره این موضوع ریخته بهم
(
کنید پیدا بشه)
چشم تون روز بد نبینه دیروز دانشگاه کلاس داشتم اونم با چه استادی که ۵ دقیقه ام دیر کنی وای بحالته از شانس بده ما تو راه تصادف خیلی جزیی شده بود ولی حدود نیم ساعت ترافیک سنگینی شد و ما (من و یاسی و شیما)۴۵ دقیقه دیر رسیدیم وقتی در کلاسو باز کردم منتظر غرغر کردن استاد شدیم
ولی نمیدونم چه اتفاق خوبی واسه استاد افتاده بود که اول دلیل دیر کردنمونو خواست و ما توضیح دادیم ، خلاصه بخیر گذشت ولی از شانس ما چون معرف شدیم به
شلوغای کلاس اومدیم بشینیم تا صندلی جابجا میکردیم تیکه بود که بارمون میکردن ![]()
وای من چقدر امروز پر حرفی کردم میخوام یه شعری بنویسم بعدش دیگه میرم ، این شعرم تقدیم میکنم به کسی که عشق زمینی من بود و با رفتنش همه چیزو با خودش برد (۱۷ روز دیگه سالگردشه)![]()
(تقدیم به پدر بزرگه خوبم)![]()
آقاجون پیشم نیستی ببینی که جات چقدر خالیه
دلم واست تنگه یه عالمه غصه دوری توش جاریه
اگه تو بودی پیشم
دستمو تو دستات می ذاشتی و من میگفتم بابا
آره اون وقت توم جواب میدادی چیه بابایی
منم نگات میکردم میگفتم هیچی دلم تنگ شده بابای
انوقت بهم میگفتی دل تنگی نداره بابایی آدم خدارو داره
منم بهت میگفتم آره میدونم بابایی، آدم خدارو داره دیگه غصه نداره
ولی بعداز خدا شمارو داره
حالا چی باید بگم بابایی
حالا که نیستی بعد خدا تو دنیا ما کسی رو داریم ؟ بابایی
وقتی تو رفتی با خودت دلخوشی هارو بردی
تنها شدیم تو دنیا ،هیچ کس جز تو نداریم
ولی بازم حرفات تو گوشمه،که خدا رو که داریم
یادت میاد میگفتی منو تنها نذارین
حالا خودت رفتی و ماروتنها گذاشتی
یادت میاد شب یلدا چقدر سر به سرم گذاشتی
حالا رفتی و خاطراتشو واسم جا گذاشتی
یادت میاد واسم قرآن میخوندی
حالا رفتی و ایه های قرآنو واسم جاگذاشتی
خلاصه بگم یه عالمه تنهایی واسم گذاشتی و یه آسمون
بابا جون برگرد دوباره پیشم تا دوباره از محبتت بنوشم