سالها شد تا که این در میزنم با امیدی روز وشب سر میکنم بارالها بنده ای بس مفلسم نیست روی دل بجزتو با کسم گرچه بر من منت بسیار شد حالیا رحمی که دل بیمار شد
ای طبیب من به دردم چاره کن یک نظر بر حال این بیچاره کن دردمن از توست درمانی فرست بر گدای خویش احسانی فرست
ای وصالت بهترین درمان من وی جمالت روضه رضوان من